اتاقی برای دو نفر

جایی برای حرف های امروز، که دیروز و فردا تکرار نمی شوند.

بالاخره آسان می‌شود

  • نفر اول
  • چهارشنبه ۱۰ شهریور ۹۵
  • ۰۹:۴۹

انگار هر چیزی یک عمر جان می‌برد تا برای آدم آسان شود. یکی‌ش همین مهمانی دادن، هربار یک کوچولو از بار قبلی سبک‌تر برگزار می‌شود! هربار یک کمی فاصله برداشتن در قابلمه‌ها و سر زدن به خورش‌ها و خوراک‌ها  طولانی‌تر می‌شود! هر بار یک ذره در دم گذاشتن برنج‌های با پیمانه‌های بیشتر خونسردتر می‌شوی. هربار زمانی که صرف آمادگی برای یک مهمانی لازم داری، کمی کوتاهتر می‌شود. هربار بیشتر یاد می‌گیری چطور باشی تا هم به خودت بیشتر خوش بگذرد و هم مهمان‌هایت... زندگی... این زندگی آموختنی.

*این را البته کسانی که بیشتر می‌فهمند که از اولین مهمانی بعد از ازدواجشان تا حالا هرگز نیروی کمکی مادر و خواهر و ... نداشته‌اند و خودشان میزبانی را تجربه کرده‌اند.

  • نمایش : ۱۱۵
  • یسرا
    بعد, از  خداحافظی مرداد سال قبلتون چندبار به, اینجا اومدم به امید, اینکه بازهم نوشته باشین و مطالب قدیمی رو دوباره خوندم امروز  بعد از  مدتها  دوباره اومدم و قافلگیر شدم, چه خوب که مینویسین 
    درود بر شما یار قدیمی. ممنونم که باعث دلگرمی هستید.
    نیوشا
    سال اول من انقدر استرسی می شدم که همسرم می گفت اصلا یا مهمونی نمی دم یا غذای بیرون می خرم یا مهمونام رو می برم برون!
    الان عادی عادی هستم!
    نمی دونی چه دعواهایی سر این استرسی بودنم داشتیم! بعضی هاش خیلی شدید بود!
    پس من چقدر خوبم :)))))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    اینجا یک نفر می نویسد.
    ---------------------------
    من فقط یک نفر هستم؛
    ولی باز یک نفر هستم!
    نمی‌توانم همه کاری انجام بدهم،
    اما می‌توانم
    کاری انجام بدهم.
    من از انجام کاری که می‌توانم انجام دهم،
    نخواهم گذشت.
    ـ هلن کلر ـ
    آرشیو مطالب