اتاقی برای دو نفر

جایی برای حرف های امروز، که دیروز و فردا تکرار نمی شوند.

روز چهارم

  • نفر اول
  • سه شنبه ۹ خرداد ۹۶
  • ۱۰:۵۴

- مادرم همیشه می‌گوید: «آدم باید خودش را در معرض موعظه قرار بدهد». با سینی سبزی خوردن، پیِ موعظه‌‌ای، از این شبکه به آن شبکه می‌گردم. تره و شاهی و ریحان پاک می‌کنم و چیزهایی دربارهٔ تقوا می‌شنوم. غرق فکرهایم می شوم...

- برای سحر خورشت قیمه بار گذاشته‌ام. همسرم برابر تلویزیون نشسته و سحری‌اش را می‌خورد. من که سرماخوردگی و بیشتر قرص‌هایش از حالم برده، با چشم‌های بسته، دعای سحر را گوش می‌کنم. یک جا می‌پرسم: «صدایش را کم کردی؟» نه‌ای می‌گوید و صدا را بیشتر می‌کند. اسم «جلال» را که می‌شنوم پلک‌هایم را به سختی از هم می‌گشایم. شیفتهٔ این صفتِ اویم. می‌خوانم: «خدایا از تو درخواست می کنم به حق برجسته ترین مرتبه از جلالت، و همه مراتب جلال تو برجسته است». خوشم می‌آید و غرقِ...

  • نمایش : ۱۴۸
  • قاسم صفایی نژاد
    التماس دعا
    محتاجم به دعا
    ** آوا **
    طاعاتتون قبول 
    ممنون. از شما هم.
    حنا
    التماس دعا..
    چشم. محتاجم به دعا عزیزم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    اینجا یک نفر می نویسد.
    ---------------------------
    من فقط یک نفر هستم؛
    ولی باز یک نفر هستم!
    نمی‌توانم همه کاری انجام بدهم،
    اما می‌توانم
    کاری انجام بدهم.
    من از انجام کاری که می‌توانم انجام دهم،
    نخواهم گذشت.
    ـ هلن کلر ـ
    آرشیو مطالب