اتاقی برای دو نفر

جایی برای حرف های امروز، که دیروز و فردا تکرار نمی شوند.

هجوم خاطره‌های مدرسه در پیاده روی صبح تا ایستگاه اتوبوس

یاد وقت‌هایی که تغذیه نبرده بودم و وسط زنگ، تی‌تاپ و آبمیوه‌ای که بابا برایم خریده و فرستاده بود را می‌آوردند در کلاس. یاد آن وقت‌هایی که خجالت‌زده می‌شدم و امروزی که از آن غرق عشق و غرورم...
مریم...
۲۱ آبان ۹۶ , ۱۶:۲۳
خدا سایه پدر و مادر و همسر محترمت رو بالای سرت حفظ کنه عزیزم.

پاسخ :

مرسی عزیزدل. همچنین
مجید شفیعی
۱۳ دی ۹۶ , ۱۵:۱۶
سلام

قلم شما مثل برف سفید و مهربونه و شاد


خوب باشید

:)
@}------

پاسخ :

زنده باشید.
ممنون از نظر لطفتون:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اینجا یک نفر می نویسد.
---------------------------
من فقط یک نفر هستم؛
ولی باز یک نفر هستم!
نمی‌توانم همه کاری انجام بدهم،
اما می‌توانم
کاری انجام بدهم.
من از انجام کاری که می‌توانم انجام دهم،
نخواهم گذشت.
ـ هلن کلر ـ
Designed By Erfan Powered by Bayan