اتاقی برای دو نفر

جایی برای حرف های امروز، که دیروز و فردا تکرار نمی شوند.

پس باز هم می‌نویسمش...

  • نفر اول
  • سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۹۵
  • ۱۷:۳۷

هیچ حسی عمیق‌تر و واقعی‌تر از حس شکرگزاری در من نیست. از صبحی که چشم باز می‌کنم تا شبی که پلک بر هم می‌گذارم، در خودم و در اطرافم مدام نشانه‌هایی می‌بینم که توجهم را به سمت او می‌کشاند. اویی که زندگی‌ام از اوست. که عاشقانه می‌ستایمش. اکثر اوقات که عزم نوشتن می‌کنم، احساسی قدرتمند‌تر از سپاسِ از او در درونم نمی‌یابم که بگویمش، و از آنجا که شکر او را بسیار در اینجا نوشته‌ام، حرف‌هایم را تکراری می‌یابم و صرف‌نظر می‌کنم. اما این حس باشکوه هست. همیشه هست. دوستش دارم. و این شاید عزیزترین چیزی باشد که هماره زندگی مرا و وجود مرا به سمت خوشبختی و سعادت رهنمون می سازد.

اینجا یک نفر می نویسد.
---------------------------
من فقط یک نفر هستم؛
ولی باز یک نفر هستم!
نمی‌توانم همه کاری انجام بدهم،
اما می‌توانم
کاری انجام بدهم.
من از انجام کاری که می‌توانم انجام دهم،
نخواهم گذشت.
ـ هلن کلر ـ
آرشیو مطالب