اتاقی برای دو نفر

جایی برای حرف های امروز، که دیروز و فردا تکرار نمی شوند.

ارزشمندی

برای ارزشمندی بیشتر محبتی که تقدیم همسرمان می‌کنیم، باید شأن و شخصیت خودمان را به خوبی حفظ نماییم. طبعا دریافت محبت از کسی که جایگاه خویش را نمی‌شناسد و احترامی برای خودش قائل نیست؛  لذت و شعفی هم به همراه ندارد.

ریشه‌ها

یادم می‌آید خیلی پیش، سر پروژه‌ای در دارآباد، به مدیر دورگه ایرانی- ایتا.لیایی شرکت که پز عالی لاکچری و اشرافی مآبی داشت و واحد آپارتمانی کوچک پروژه را طوری مبله کرده بود که جایی برای نشستن روی زمین نماند گفتم: شاید شما ندانید اما بهر حال یکی از اقتضائات فرهنگ ایرانی پهن کردن سفره و دور هم نشستن است که اگر نه همیشه، ولی گاهی اتفاق می‌افتد و نمی‌شود نادیده‌اش انگاشت.

ولی می‌شد!! نمی‌دانم چه چیزی در من آن موقع حکم می‌کرد که درونمایه‌ی همه ایرانی‌ها سنت است! حتی اگر حالشان از آن سنت بهم بخورد. حتی اگر اقتضای فرهنگی‌شان دور یک میز نشستن و سرو مشروب و رقص میان صندلی‌ها باشد! چه چیزی در ذهن من همه ایرانی‌ها را به یک ریشه پیوند می‌زد؟ امیدواری یا گونه‌ای فاشیسم اصالت طلب یا...؟

جستارهایی در باب عشق/ آلن دوباتن

از بهترین‌هایی که خوانده‌ام.


+ "متابعت نصاری وزیر را" صوتی بشنوید.

این روزها...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

دزیره آن ماری سلینکو

دلم برای "دزیره" معشوقه‌ی کمتر زیبای دو مرد بزرگ تاریخ دنیا، و دوره‌ای از تاریخ که در آن می‌زیسته است، تنگ خواهد شد!

نیمه مطمئن

از وسط گل‌آلودترین اوضاع هم می‌شود ماهی عاشقانه گرفت! در این اول صبحی که با نگرانی و استرس آغاز شده، من دلخوش به آنم که تو میل داری، تمام مطالبت را اول به من بگویی. حتی همین که صبح زود زنگ بزنی و بگویی ترا.مپ هم که زیر بر.جام زد!!! این که مخاطب اول تو هستم، افتخار، و باعث تسلی خاطر من است؛ در میانه‌ی دردها حتی...

پرستش به مستی‌ست...

زندگی با کتاب

۱. به دوستم گفتم راستش ما هم خود کتاب‌خوانی را دوست داریم، هم از ژستش لذت می‌بریم! یک موسیقی لایت و  دو استکان چای یا دو فنجان قهوه به علاوه حالتی خوش و متفکر در چهره و آرامشی که نتیجهٔ پرهیز از حواشی و زوائد زندگی‌ست و گفتگویی که در ادامهٔ با هم نشستن و خواندن‌هایمان شکل می‌گیرد... این را گفتم و کتابی که قصد داشتم برایش بخرم، ورق زدم.

۲. همسرم دارد مشروح مسافرت‌هایمان به باغچه خانوادگی را برای مادر و پدرش توضیح می‌دهد؛ کتاب، چای، گردش توی باغچه؛ و این دورِ مطبوع...

چیزی که توی طرز روایتش محسوس است؛ رضایت است! 

۳. برگ اول کتاب را اینطور می‌نویسم:

تقدیم به مرد باهوش، خوش انرژی و قدرتمند زندگی‌ام...

اینجا یک نفر می نویسد.
Designed By Erfan Powered by Bayan