اتاقی برای دو نفر

جایی برای حرف های امروز، که دیروز و فردا تکرار نمی شوند.

ادبیات دوست داشتن

  • نفر اول
  • دوشنبه ۱۲ تیر ۹۶
  • ۱۲:۰۹

باور نمی‌کنی این سرزنش خودت از روی احساس مسئولیتی که در قبال سلامتی‌ام داری، چقدر برایم خواستنی و عزیز است. دیشب که نبوسیدمت و توضیح دادم حس‌ می‌کنم کمی سرماخورده‌ام؛ هرگز انتظار آن حجم از اندوه تو را نداشتم. گفتی غروب که از خستگی روی کاناپه خوابت برده بود، باید رویت را می‌کشیدم، و چند دقیقهٔ طولانی، بازو را تکیه‌گاه سرت کردی و با حالت جدی تاسف و غم توی نگاهت، روی صورتم خیره ماندی...

  • نمایش : ۱۳۲
  • کلوئه ..
    :)
    قاسم صفایی نژاد
    عشقتون پایدار
    مریم ...
    چه شادب عمیقی از خوندن این پستهات میریزه تو دلم حنا جان
    شاد و خوشبخت باشید
    خدا شما رو به هم ببخشه.
    عزیزم... ممنون:*
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    اینجا یک نفر می نویسد.
    ---------------------------
    من فقط یک نفر هستم؛
    ولی باز یک نفر هستم!
    نمی‌توانم همه کاری انجام بدهم،
    اما می‌توانم
    کاری انجام بدهم.
    من از انجام کاری که می‌توانم انجام دهم،
    نخواهم گذشت.
    ـ هلن کلر ـ
    آرشیو مطالب