اتاقی برای دو نفر

جایی برای حرف های امروز، که دیروز و فردا تکرار نمی شوند.

پانزدهم مهربانیت

  • نفر اول
  • يكشنبه ۱۶ مهر ۹۶
  • ۰۹:۵۲

تا حالا ضرورت حضور پرستاران را این همه عمیق احساس نکرده بودم. دستم را روی دستش که به زانویم گرفته بود، فشردم و با همان حال نزار فکر کردم دوست داشتم این دست، دست همسرم بود؛ یا درست گرمی مهربان وجود همین زن را می‌خواهم؟! همین زن؛ این‌همه غریب، این‌همه آشنا... درد توی وجودم می‌دوید، اما هزار شکر بر زبانم جوانه می‌زد؛ کاش همه درد را درمان بود...

  • نمایش : ۷۷
  • مریم...
    تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
    وجود نازکت آزرده گزند مباد
    سلامت همه آفاق در سلامت توست
    به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
    ممنونم عزیزدلم:***
    حنا
    همیشه سلامت باشی..
    ممنون. زنده باشی:*
    نیوشا
    خوبی عزیزم؟
    ممنون نیوشا جان. شما خوبی؟ دختر قشنگت خوبه؟ کم پیدایی عزیز دل
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    اینجا یک نفر می نویسد.
    ---------------------------
    من فقط یک نفر هستم؛
    ولی باز یک نفر هستم!
    نمی‌توانم همه کاری انجام بدهم،
    اما می‌توانم
    کاری انجام بدهم.
    من از انجام کاری که می‌توانم انجام دهم،
    نخواهم گذشت.
    ـ هلن کلر ـ
    آرشیو مطالب