اتاقی برای دو نفر

جایی برای حرف های امروز، که دیروز و فردا تکرار نمی شوند.

زندگی با کتاب

  • نفر اول
  • چهارشنبه ۵ ارديبهشت ۹۷
  • ۰۸:۱۹

۱. به دوستم گفتم راستش ما هم خود کتاب‌خوانی را دوست داریم، هم از ژستش لذت می‌بریم! یک موسیقی لایت و  دو استکان چای یا دو فنجان قهوه به علاوه حالتی خوش و متفکر در چهره و آرامشی که نتیجهٔ پرهیز از حواشی و زوائد زندگی‌ست و گفتگویی که در ادامهٔ با هم نشستن و خواندن‌هایمان شکل می‌گیرد... این را گفتم و کتابی که قصد داشتم برایش بخرم، ورق زدم.

۲. همسرم دارد مشروح مسافرت‌هایمان به باغچه خانوادگی را برای مادر و پدرش توضیح می‌دهد؛ کتاب، چای، گردش توی باغچه؛ و این دورِ مطبوع...

چیزی که توی طرز روایتش محسوس است؛ رضایت است! 

۳. برگ اول کتاب را اینطور می‌نویسم:

تقدیم به مرد باهوش، خوش انرژی و قدرتمند زندگی‌ام...

  • نمایش : ۷۸
  • مریم...
    حنا جانم ما هم از ژست کتابخونی شما_چیزی که تو نوشته هات پیداست_ لذت میبریم بعد هی دلمان یار و چای و کتاب میخواد.
    چه خوبه که مینویسی :*
    مرسی که میخونی:*
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    اینجا یک نفر می نویسد.
    ---------------------------
    من فقط یک نفر هستم؛
    ولی باز یک نفر هستم!
    نمی‌توانم همه کاری انجام بدهم،
    اما می‌توانم
    کاری انجام بدهم.
    من از انجام کاری که می‌توانم انجام دهم،
    نخواهم گذشت.
    ـ هلن کلر ـ
    آرشیو مطالب