اتاقی برای دو نفر

جایی برای حرف های امروز، که دیروز و فردا تکرار نمی شوند.

چشم مست یار من میخانه می‌ریزد به هم* یا جام جهانی چشم‌هات

اگر هوادار باشی، یا هواخواه؛ یک لحظه هست که تو، بی‌آنکه ملتفت باشی، با همه‌ٔ شوقی که داری، از خودت به بیرون پرتاب می‌شوی، جایی بالاتر از خودت.
لحظه‌ای سبک، شیرین و خیلی کُند که همه معلقند. اندیشه‌ها باز ایستاده‌اند و کلماتِ ناتمام در میان حنجره‌ها می‌شکنند: «ای... ن... با... ید... گُ... ل...بِ...» دنیا همان‌طور که هست، خوب است.
اگر هوادار باشی یا هواخواه، آن لحظه را می‌شناسی، آن درنگ کمتر از ثانیه، در تمام جام‌های جهانی، که توپ خوب روی پا یا سر جفت‌و جور شده است. که توپ راه دروازه را پیدا کرده است؛ لحظهٔ پرواز شعف در آنی واحد برای بی‌شماری از آدم‌ها با خیال‌های رنگین...

«آن لحظه» را چشمان تو (همیشه) دارد؛
ـ آن درنگ شاد و صادق ـ
که مرا از خودم به در می‌کند...

*فیض‌الله نکویی

با تشکر از دعوت دکتر صفائی نژاد

از حنا و مریم عزیز دعوت می‌کنم...
حنا
۲۱ خرداد ۹۷ , ۱۲:۵۱
با کمال میل..
ممنونم از دعوتت..

پاسخ :

بوسه
قاسم صفایی نژاد
۲۳ خرداد ۹۷ , ۰۴:۲۳
عالی بود. سپاس از پذیرش دعوت.
فیض الله نیکویی صاحب عنوان پست است؟ متوجه نشدم ستاره توضیح کدام قسمت متن است

پاسخ :

ممنونم. شاعر تک مصرع عنوان پست
سجاد عبدی
۲۴ خرداد ۹۷ , ۱۳:۳۲
زیبا و عالی

پاسخ :

ممنونم. لطف دارید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اینجا یک نفر می نویسد.
Designed By Erfan Powered by Bayan