اتاقی برای دو نفر

جایی برای حرف های امروز، که دیروز و فردا تکرار نمی شوند.

رضایت

  • نفر اول
  • چهارشنبه ۲۵ مهر ۹۷
  • ۱۱:۳۸

هر مردی عشقش را یک جوری بیان می‌کند. بعضی‌ها با جمله‌ی «دوستت دارم» راحت‌اند، با عاشقت هستم یا خاطرت را می‌خواهم. بعضی‌ها برای التیام طرف مقابل یا سکوت و آرامش رابطه، عشقِ نداشته را هم با ادای همین جملات ابراز می‌کنند و به راه خودشان می‌روند! بخش قابل توجهی هم در گفتار ناتوانند. ـشایدـ می‌بوسند، به آغوش می‌کشند، ایثار می‌کنند؛ اما هرگز نمی‌گویند. 

از توِ مگو برای من همین بس که مرتب از فواید ازدواج می‌گویی. از اینکه ازدواج باعث پیشرفت و سر و سامان یک مرد می‌شود. که افکار آدم را مرتب و هدفمند می‌کند. برای من همین بس که با اطمینان می‌گویی کاش وقتی بیست سالت بود ازدواج می‌کردی. و همیشه اضافه می‌کنی البته زن آدم باید خوب باشد، وگرنه باری می‌شود بر بارهای دیگر. نمی‌دانم تا به حال موقع گفتن این توصیفِ حاکی از رضایت، اشک‌های تهِ حفره چشمانم را دیده‌ای...؟ خوشحالم که راضی هستی.

خدای من،

تو از بنده کوچکت رضایت داری؟ 

کاش

راضی

باشی

.

  • نمایش : ۵۱
  • پلڪــــ شیشـہ اے
    عزیزم ^__^ 
    خیلی دوست دارم این پست های شما رو.
    اون یکی قبلی رو هم همیشه با خودم مرور می کنم
    خیلی ممنون عزیزم. کدوم یکی قبلی؟ :)
    الی ...
    من از اون روزی که وسط درس خوندن برای تافل تو خوابگاه وبلاگ شما رو پیدا کردم با یه عکس ازپای عروس و داماد اون گوشه بالاش...تا حالا...یه جور عجیبی نزدیک و مشتاقم به قلم و حس شما.... 
    آخی... میبینی چقدر زود گذشته... خوشحالم که هنوز همراهی شما رو دارم و نظرت رو دوباره میخونم و ممنونم بخاطر حس خوبی که بهم دادی
    مجید شفیعی
    یا سریع الرضا

    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    اینجا یک نفر می نویسد.
    ---------------------------
    من فقط یک نفر هستم؛
    ولی باز یک نفر هستم!
    نمی‌توانم همه کاری انجام بدهم،
    اما می‌توانم
    کاری انجام بدهم.
    من از انجام کاری که می‌توانم انجام دهم،
    نخواهم گذشت.
    ـ هلن کلر ـ
    آرشیو مطالب