اتاقی برای دو نفر

جایی برای حرف های امروز، که دیروز و فردا تکرار نمی شوند.

از من تا ما

1. بخاری و سیستم گرمایشی با شعله محسوس، برای منی که از صفر سالگی در آپارتمانی دارای شوفاژ و موتورخانه مرکزی بزرگ شده‌ام، پدیده جذابی‌ست! هم از بابت مدل گرمایشی‌اش که خیلی سنتی به نظر می‌رسد و هم به خاطر کارهایی که با آن آسان‌تر می‌توانم انجام بدهم؛ تهیه‌ی چای‌ها، میوه‌های خشک و رایحه بخشی به خانه با ظرف سرامیکی‌ پر از آبی که رویش می‌گذارم و با پوست پرتقال، چوب دارچین یا گل سرخ رطوبت معطری به فضا می‌بخشم. تک بخاری خانه کوچک ما با شعله همیشه ریز و حرارت ملایمش، که وادارمان می‌کند برای گرم شدن، چند لایه لباس را روی هم بپوشیم، کانون دلچسب زمستان خانه است.

2. خاله مامان تعریف می‌کند پسرش که بعد از بیست و چند سال، به تازگی از ژاپن به ایران بازگشته است؛ با دهان باز، حیران مصرف بی‌رویه انرژی و تکنولوژی‌زدگی ما و خانه‌های ما مانده است. مثلا به تلویزیون‌ ال ای دی که دیگر اکثر ما در خانه‌هایمان داریم اشاره کرده که عجب تلویزیونی! گویا خود کشور پیشرفته ژاپن به اندازه کشور جهان سومی و مصرف‌گرایی چون ما، از محصولاتش منتفع نمی‌شود. در نقطه مقابل ایرادات آشکار تکنولوژیک بیرون از خانه‌های ما، مثل قدیمی و خراب بودن آسانسورهای فرودگاه که انگار اهمیت کمتری بدان‌ می‌دهیم برای کشوری که می‌خواهد جذب توریست داشته باشد، ضعف بزرگی‌ست.

کاش بتوانیم من خویش را وسعت بدهیم.


پ.ن: یک ایرادی که من دارم این است که اول پست را منتشر می‌کنم، بعد دست به ویرایشش می‌زنم! خلاصه که پوزش برای تغییراتی که پس از هر بار رفرش صفحه، در متن می‌بینید :)

مریم...
۱۸ دی ۹۷ , ۱۰:۲۴
وای که خونه شما میتونه چقدر قشنگ باشه حنا
یه بخاری کوچیک با کتری و قوری چای...میوه های خشک شده
کتابی که تا نیمه خونده شده روی مبل کنار پتویی که نا مرتب کنارش قرار گرفته....
قلموهای آبرنگ و طرح نیمه کار آبرنگ روی میز ناهاخوری
دار قالی گوشه اتاق خواب...
برنجی که داره دم میکشه و سبزی هایی که دارن خیس میخورن...
( اینا رو خودم تصویر سازی کردم و فکر میکنم خیلی هم درست و به جاست).
امیدوارم زندگیتون شبیه قشنگترین تصویرسازی ها باشه حنا از ته دلم امیدوارم و  دعا میکنم.
...
مورد دوم رو جز تاسف چیزی برای گفتن ندارم.
من خودم پیشینه طولانی در هدر دادن همه چیز دارم، ضعفی که شناختم و با همه سختی که برام داره دارم سعی میکنم اصلاحش کنم کاش بتونم ادامه بدم.

پاسخ :

ای جانم. ممنونم از دعای قشنگت و برام جالبه که حتی جای اشیا رو درست حدس زدی:) شاید قبلا گفته باشم ولی وقتی خبر ازدواجمو به مدیر شرکتی که چندین سال پیش توش کار میکردم دادم، بهم گفت آرزو میکنم زندگی‌تون مثل ما بشه! (خوبه که آدم از خوشبختی خودش مطمئن باشه و برای دیگران هم همونقدر سعادت رو آرزو کنه) حالا اگه رنگی از خوشبختی رو توی زندگی ما می‌بینی؛ من بیشتر از اون رو برای شما آرزو میکنم:*
حنا
۱۹ دی ۹۷ , ۱۳:۳۳
عجب!
وقتی ازدواج کردم و به خانه خودم آمدم، وسیله گرمایشی ما هم بخاری شد و سه سال است که زمستان برای من معنای زمستان گرفته با وجودش..

پاسخ :

آفرین؛ زمستان معنای زمستان گرفته! من و تو انگار یه فضا رو داریم زندگی میکنیم کلا:)
حنا
۲۱ دی ۹۷ , ۰۱:۴۷
اوهوم:-)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اینجا یک نفر می نویسد.
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan