زن را باید درک کرد. زن را، که وعدههای ماهیانه، خودش را برای خودش هم غریب و نامفهوم میکند، باید فهمید. بیدلیلترین غمهای زنانه را نوازش کنید لطفا...
- دوشنبه ۱۹ تیر ۹۶ , ۰۸:۰۳
جایی برای حرف های امروز، که دیروز و فردا تکرار نمی شوند.
زن را باید درک کرد. زن را، که وعدههای ماهیانه، خودش را برای خودش هم غریب و نامفهوم میکند، باید فهمید. بیدلیلترین غمهای زنانه را نوازش کنید لطفا...
«اگر میخواهی درونت از حسادت آتش نگیرد، تو از اشتیاق و هوس رها شو. جایی که هوس نباشد، حسادت هم نیست». مدتی قبل در جایی، گفتاری از جناب اوشو را میخواندم. اما قدرت این جمله برایم به قدری بود که تا امروز، بر اثر هر برخوردی دوباره در ذهنم تداعی میشود. چطور است که سرمنشأ همهٔ واکنشها، همیشه درونیست؟
بعدتر نوشت: آفرین بر حسد که چه عدالت پیشه است! پیش از همه، خود ِ حسود را میکُشد. حضرت علی (ع)
برگرفته شده از http://safaeinejad.ir
هیچ کسی نازش خریدنیتر از گیاهی نیست که بعد از یک دورهی بیماری، بر اثر رسیدگیها و نوازشهای تو، دوباره حالش جا آمده، و هر روز با برگهای جوان و تازهاش غافلگیرت میکند.
باور نمیکنی این سرزنش خودت از روی احساس مسئولیتی که در قبال سلامتیام داری، چقدر برایم خواستنی و عزیز است.
اگر به خاطر گلدانها نبود، شاید همیشه پردهها را به روی آفتاب میکشیدم. تابستان و داغیاش همیشه بیقرار و گاهی افسردهام میکند. تعطیلات عید فطر را در جای خوش آب و هوایی گذراندیم و برگشتن به تهران، با همهٔ احساس شکرگزاریام؛ رنج عظیمی بود. دیروز ظهر توی واحد کوچکمان، حس میکردم که دارم مثل یک دانهٔ برنج در قابلمه دم میکشم و بیحال میشوم. هوا کافی نبود؛ فکر کردم اگر مردمان روستایی یک روز را به تماشای زندگی ما مینشستند، چه لبخند تاسفآمیزی به ریش ما میزدند. واقعاً که از وقتی زندگیها از آن قالب اصیلش خارج شدند، و خانههای حیاطدار و باغچهها و درختها، جای خودشان را به آپارتمانها و گلدانهای آپارتمانی دلخوشکنندهاش دادند، صفا و نشاط و حس خوبِ در کنار هم بودنها هم با بیحوصلگی و بیرغبتی و تمایل به تنها نشستن جایگزین شدند. کاش می توانستیم به روزهای رفته برگردیم.