اتاقی برای دو نفر

جایی برای حرف های امروز، که دیروز و فردا تکرار نمی شوند.

مگو

چقدر حرف... آخ که چقدر حرف هست برای نگفتن. لب‌هایم را به هم می‌فشرم و می‌گویم. افسوس که جواب‌های تووی سرم غم‌انگیزترند...

حرفهات- ۱

" آدم عجیب! باید بشناسمت! " 

شنیدنش هیجان داره بعد از گذشت بیش از سه سال...

برکات

پاییز و زمستان خیلی زود می‌گذرند. هنوز تشنه مهر و آبان و آذر و دی‌ماهی هستم که گذشتند. آن وقت بهمن هم به نیمه رسیده!

چقدر وقتی زندگی را عاشقانه دوست می‌داریم، زمان کوتاه‌تر است. به چشم‌ بر هم‌ زدنی زندگی‌ مشترکمان دارد یکساله می‌شود. اصلاً باورم نمی‌شود. ای عمر ما. ای عمر خوب ما، پر خیر و برکت باش.

درس امروز

قضاوت نکنیم.

خدایا نشانه‌هایت کدامند؟

کاش می‌شد تشخیص داد کدام اتفاق‌ها از طرف خداوند برای ما حادث می‌شود و منتظر جواب بی‌درنگ ماست؟! من سحرهنگام چیزی از خدایم خواهش می‌کنم و چند ساعت بعد موردی پیش می‌آید که انگاری در رابطه با آن است؛ ولی تردید می‌کنم. نکند آن نباشد. نکند. خصوصا اگر این اتفاق وابسته به کسی باشد که در سلامت رفتاری‌اش مطمئن نباشم...


Designed By Erfan Powered by Bayan